برگ برنده
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:22
سلام وبلاگ قشنگمحالت چطور است؟من اگه دعا کنی حسابی برمی گردم به تو. به نوشتن. به توان و علاقه ی واقعی خودم.قرار است اگر خدا کمکم کند و دهان مخالفین در دانشگاه و منزل و اینها بسته شوداز شاغلی به معنای روتین و رسمی اش استعفا بدهم برگردم به خودم به واقعیت.تروخدا تو هم بخواه که نه نیاید توی کار. گرچه خی...
یک قلق برای مچ گیری از دشمن درونی
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 12:08
مشاهده افکاردر طول روز چندباری باید بروی با احترام روی مبلی، گوشه ای جایی خلوت بنشینی و کمی دورتر،خودت را تماشا کنی.اینکه در چه هواییست. دارد توی چه افکاری پرت می شود. ذهنش که به اسیری دشمن درونش رفته در حال پمپاز کدام نگرانی ها، ترسها، غم ها، قضاوت هاست...ریز و کامل نگاه کنی.بعد از روی مبل به آرامی...
اصل وجودت را تقویت کن
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 12:08
اول که خوراک بعد هم که خوراک سالم..خودم را می گویم.این بار ولی خود واقعی ام را. اصل وجودم را. بعد ملکوتی درونم را می گویم..استادم می گفت روزی چند دقیقه به تنفست متوجه شو.. برای اینکه از افکارت و خود دروغین و اعتباری سی و هشت ساله ات فاصله بگیری و چند ثانیه ای به خودت برگردی.یا به دستانت 5 دقیقه توجه...
میریزمشان وسط
-
تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 20:07
همه را میریزم وسط.. می گذارم انقدر بیایند.. انقدر خالی شوند.. هر چه آشغال هم تویش هست بیاید بیرون.ذهنم را می گویم... از سر و کولش فکر بالا می رود.. شلوغ شده.. خالص و ناخالصش قاطی شده.. همه چیز درهم بر هم شده..می نشینم کنار.. می گذارم ذهنم اعتماد کند به من...شده است مثل یک طفل سرگردان.. خودش نمی داند...
خانه تکانی قبل از عید
-
تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 20:07
خب اما خانه تکانی از کجا شروع کنیم؟از ذهن؟از قلب؟از زبان؟از چشم؟کدامشان اول باشد؟ کدامشان بیشتر گرد و غبار دارند.. لکه شده اند؟اول و آخر که همه شان باید تطهیر شوند.. نو شوند...ولی اگر بخواهم اولویت بندی و اهم مهم کنم می گویماول ذهندوم ذهنسوم ذهن Adblock test (Why?)
ستاره هایی که توی ذهنم می چرخند..
-
تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 20:07
می گویم ستاره، که ذهنم اذیت نشود..بلاخره این افکار قدر خودشان، نوری دارند.. شاید بنظر تاریک باشند ولی نزدیک تر بیایم شاید بدرخشند.. شاید قرار هست از یکی یکی شان برسم به یک کهکشان راه...ان شاءاللهیک چیزی که مرا اذیت می کند و نوعی اختلال محسوب می شود حجم افکار و تیترهای سرگردانی است که موتور ذهنم را ب...
برای او
-
تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 19:21
سلام ...سلام...مدت زیادی نمی توانستی باشی بخاطر نوع بودن مننمی دانم چه بر تو گذشتنمی دانم روحت در چه عذابی بودیا چه تحیریشاید اصلا قطع امید کرده باشی ولی من تو را اینگونه نشناختمولی مدتی گذشته و جرات کرده ام دوباره بیایمتو که بنده بودیاین یعنی من هنوز باور درست حسابی به خالق ندارم که این همه مدت که ...
-
تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 19:21
تو از بیرون، تو از بالا این مدت مرا دیده ای..خیلی چیزها را دیده ای..خیلی چیزها را می بینیدر دسترسم نیستی مثل قبل که سریع بروم سر اصل مطلبگرچه من معتقدم تو بیشتر از همیشه دستت باز است.. نگران نباش.. این را می فهمممی فهمم که بیش از پیش می توانی و هستی ولی...نمی دانم چه بگویم..تو خودت خیلی باهوشیدیگر ل...
اگر خدا اجازه دهد
-
تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 19:21
اگر خدا اجازه بدهد تنها و تنها من باب اینکه از خوبانیمن باب اینکه نیت و ذات پاک داشتیمن باب اینکه با خودش بودیکمی بیشتر با تو پیش روم..یادت هست چقدر مدل حداقل کاری، خانوادگی، تحصیلی، فردی خیلی نزدیکی داشتیم...تو که شهید شدی تا جاییکه میفهمم...مرا هم از این جا بلند کن...گفته بودی تا آخرش هستی..نمی خو...
یکی بود، هیچکس نبود
-
تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 12:02
یکی هست (تو) و هیچکس نیست....وسیع، همه جا، همیشه، غیر موسمی، غیر موقت..خدای یکی یک دانه ام، از همین مدل بیزحمت از الان الی الابد.... لطفا.همین توحید این مدلی که عمل بسازد که بعد از الف اش، ب بیاید بعد پ و تا ی برود، طلب می کنم...می دانم روی طلب حساسی، نیازمندم خدا، گدای محتاج مستاصل به توحیدم خدا..ت...
دلتنگی مجاز نیست!
-
تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 12:02
تنها خدای منعزیزترین وجود زندگی منمی خواستم جسارت کنم محضر تو کمی اظهار دلتنگی دنیایی ام را برایت بریزم وسط. بریزم توی بغل خودت تا بلکه آرام شوم..نمی دانم چرا از وقتی که گفته اند مدیر گروه باشم و من چندباری طفره رفتم و نشد که نباشم، چقدر نمک روی زخمم پاشیده شده...قشنگ می سوزم...مستعد دلتنگی وحشتناکی...
تو مرا توی مشتت داری
-
تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 12:02
سلام عزیزترینممی دانم که می دانیمی دانی که می دانمولی خدایا عزیزترین وجودی که هنوز ذره ای ندانسته ام تو راسخت و محکمآرام و آهستهمتقن و فهمیدههوشیار و باهوشاین چند تا را برای کار جدید طلب دارم.می دانم که می دانیمی دانی که شرمنده ام Adblock test (Why?)
استاد
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 11:22
همان روز، همان جور استادی که می خواستم پیدا شد. ما خدا را اینگونه یافتیم و شناختیم... سر قولش هست... بخوانید تا اجابت کند شما را...رونوشت به دوست عزیزی که تیکه باران نمودند ما را... Adblock test (Why?)
یک بار برای همیشه ی خودم
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 11:22
یک بار برای همیشه ی خودم می نویسم که فراموشم نشوداینکه انقدر باهوش باش که در هر موقعیتی و در واکنش به هر فرد و هر سخنی لازم نیست چیزی بگویی. ای کاش این روزه های سکوت را تمرین کنم.ای کاش این ریگ های زیر زبان را سر جایش بگذارم.ای کاش به قدر کفایت در شبانه روز از زبان استفاده کنم.خدای عزیزم تو همیشه یا...
ذهن
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 11:22
گاهی اینجا می آمدم ذهنم را خالی می کردم. کار خوبی بود. این روزها یاد گرفته ام حتی وقتی این صفحه نبود، وبلاگ نبود، لپتاپ نبود.... خودم، خود واقعی ام، برگردد رو به ذهنم، رو به همان خود کاذب به همان محصول اشتباهی ذهن، بعدش آگاهانه با حضور تمام حواس پنجگانه بگوید: خاموش باش!افکارم را ببینم و جلوی تولید ...
مریم؛1401
-
تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 20:47
مریم 1401 هر کاری می خواهد بکند هرچه می خواهد بشود اصلا باشد یا نباشد مهم نیست. مهم این هست که باید به موارد زیر در هر حال پایبند باشد و همه ی این ها قبل از سال 1402 تمام شده باشند. (به قید حیات)- اتاق درمان برای ایده آل گرایی منفی یا طرح واره ها (مرگ یه بار شیون یه بار؛ یک بار برای همیشه، مصداق بار...
ارتباط داددن 5 چیز به ظاهر بی ربط- تمرین نویسندگی
-
تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 20:47
حرز امام جوادسیم سه راهیروروئکنقالهکتابخانهیادم نمی آید این برگه ی حرز امام جواد کی آمد توی کتابخانه ی ما. از دست فاطمه قایمش کردم لای کتابهای دعا. هرزگاهی فقط چشمم بهش می افتد. چروک شده. تا هم شده. بهره ای که ملت از آن می برند برای من توی سبک زندگی غفلت اندازم بدست نیامده. یعنی لای لایه های زندگی ا...
ختم وبلاگ
-
تاریخ: 1399/12/18 ساعت: 0:01
شرمنده ی عزیزان جانِ محدود و معدودی که گاهاٌ گذری وبلاگ را می دیدند. گذاشتیمش کنار این کُنج گَرد گرفته را.. اگر روزی صفحه ای در خور ایجاد شد به اطلاع وجود احتمالی تان می رسانیم. یا حق
هیجانات اصلی و ترکیبی
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 7:52
احتیاط - پیشبینی - بهره اگر ترکیب شود با غضب - خشم - رنجش : پرخاشگریغضب - خشم - رنجش + چندش - نفرت - ملامت : توهینچندش - نفرت - ملامت + اندوه - ناراحتی - حزن : احساس گناهاندوه - ناراحتی - حزن + شگفتی
دوباره بعد از چند سالی امده ام
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 15:22
سلام عزیز دلم اینجا چه جای خوب است. چند سالی می شود رهایش کرده بودم. از همه جا دنج تر است. خودت هستی و خودم. اینستا و واتس آپ و لاین را نمی پسندم دیگر. بار شرکش بالا بود. فدای تو شوم خالق عزیزم. می دا